الشيخ محمد تقي بهجت

73

جامع المسائل ( فارسي )

فرش يا ظرف ، يا ساير چيزهاى متعلقهء به أو ، [ آن شخص ] غايب شود و احتمال اين برود كه پس از غيبت ، آن نجس را پاك كرده باشد ، حكم به طهارت آن مىشود ، خواه آن شخص ، بىمبالات در امر دين باشد ، يا نه ؛ لكن احوط ، اعتبار علم « 1 » به نجاست و صدور استعمال از أو است بر وجهى كه علامت طهارت بشود . و لكن حكم غيبت ، در تاريكى و كورى و غايب شدن شخص از رختها و توابع خود ، جارى نيست ؛ بلى هر گاه فروش يا ظروف أو ، از توابع شخص ديگر هم محسوب شود ، در چنين وقتى ، به غيبت از آن شخص ، حكم به طهارت مىشود . و از اين باب است ، فروش و ظروفى كه در تصرف زن و خدمتكار است ؛ پس بعد از غيبت ايشان و احتمال تطهير ، حكم به طهارت مىشود . استنجاء به سنگ و پارچه يازدهم : « سنگ و كهنهء استنجا » است و نحو آن ، و تفصيل آن در استنجاى مخرج غايط ، خواهد آمد . استبرا دوازدهم : « استبرا » ، يعنى به خَرطات براى بول و به بول براى منى ، و به آن ، حكم به طهارت رطوبت مشتبه به بول و منى مىشود و اگر استبرا نكرده نجس است . جدا شدن غساله سيزدهم : « جدا شدن غساله » و آن پاك كننده است رطوبتى را كه باقى مىماند در محلّ بعد از « 2 » فشردن ، بنا بر قول به نجاست غساله « 3 » .

--> « 1 » اظهر عدم وجوب اين دو احتياط است . « 2 » يا به فشار دادن ، بنا بر عدم وجوب عصر ، مگر مقدّمةً براى انفصال غساله . « 3 » چنان كه موافق احتياط است .